به بالاترین بفرستید:
دربارهی الی
|
|
دیدگاه شما
دسته بندی شد در
هنر- فیلم
امشب به اصرار رفیقان گرمابه و گلستان فیلم دربارهی الی را دیدم. راستش از این همه تعریف و تمجیدی که از آن شدهاست سخت تعجب کردم. جدا از بازی خوب بازیگران -که اگر جانب انصاف را داشتهباشیم چندان هم شاخص نیست؛ و انسجام صحنه که فراست کارگردان را نشان میدهد، فیلم از نظر من فیلم متوسطی است. برگردیم به بازیگری، گلشیفته بازی قابل قبولی ارائه دادهاست اما ظرفیت او خیلی بیشتر است. یادم میآید بعد از درخت گلابی هیجانزده به هر کسی که میرسیدم میگفتم یک نابغه در راه است و هنوز هم به آن معتقدم. گلشیفته بسیار با استعداد است و نباید خودش را دلخوش به تعریف دیگران کند که راه را بر او خواهد بست. کمی دقیقتر که به بازی او توجه کنیم چیز تازهای در رفتار و میمیک او نمیبینیم. انگار خودش است در بحرانی غیرقابلباور نه چیزی بیشتر یا کمتر. دوست ندارم بگویم که دارد در ورطهی تکرار میافتد اتفاقی که برای مرحوم شکیبایی پس از هامون افتاد. شاید بپرسید بازی خوب را در چه میبینی باید بگویم مثلا بازی گوهر خیراندیش در بانو که یک نقطهی عطف است. یک رویداد است و من انتظار چنین رویدادهایی را از گلشیفته دارم. بازی دیگران هم در الی کاملا قابل قبول است و من به شکل کلی آنرانقطهی مثبت فیلم ارزیابی میکنم. اما اشکال کار در کجاست؟ پاشنهی آشیل سینمای ایران یعنی فیلمنامه!
به نظر من شخصیتها اصلا از کار درنیامدهاند و ایراداتی بسیار چشمگیر در فیلمنامه دیده میشود. همهی شخصیتها تکخطی و بدون عمق هستند. همین که گروهی الی را بدون شناخت کافی با خود به یک سفر چند روزه در شمال میبرند جای اما و اگر دارد. با توجه به بافت اخلاقی که در خانوادههای ایرانی به چشم میخورد هرگز چند خانواده راضی نخواهند شد که دختر مجردی را بدون شناخت کافی به محفل خصوصیشان راه بدهند و او را برای چند روز در جمع اندرونی خود پذیرا باشند. شوهر سپیده قبل و بعد از حادثه دو فرد متفاوتاست. چگونه میتوان سهلانگاری و سکوت او را پیش از حادثه با درگیری و غرزدنهای پس از حادثه پذیرفت؟ یا این که الی با چنان ارادهای میگوید حتا شده پیاده به تهران میرود با کمی اصرار سپیده مستاصل بر پلکان مینشیند؟ و یا ندیدن آرش در میان دریا و دنبال کردن بادبادک بچهها اصلا باورپذیر نیست.
در نهایت دو نکتهی اخلاقی فیلم که دروغ گفتن بد است و تعهد اخلاقی ویژگی لازم انسانی است آنقدر در سطح فیلم غوطهور است که بیشتر آزاردهنده است تا تأثیرگذار.
خط داستانی فیلم خط زیبایی است و میتوانست با بازنویسهای چند باره و شخصیتپردازی دقیق به یکی از فیلمنامههای خوب تاریخ سینمای ایران بدل شود.اما تنها افسوسی است که در دل میماند و آه از نهادمان برمیخیزاند.
به نظر من شخصیتها اصلا از کار درنیامدهاند و ایراداتی بسیار چشمگیر در فیلمنامه دیده میشود. همهی شخصیتها تکخطی و بدون عمق هستند. همین که گروهی الی را بدون شناخت کافی با خود به یک سفر چند روزه در شمال میبرند جای اما و اگر دارد. با توجه به بافت اخلاقی که در خانوادههای ایرانی به چشم میخورد هرگز چند خانواده راضی نخواهند شد که دختر مجردی را بدون شناخت کافی به محفل خصوصیشان راه بدهند و او را برای چند روز در جمع اندرونی خود پذیرا باشند. شوهر سپیده قبل و بعد از حادثه دو فرد متفاوتاست. چگونه میتوان سهلانگاری و سکوت او را پیش از حادثه با درگیری و غرزدنهای پس از حادثه پذیرفت؟ یا این که الی با چنان ارادهای میگوید حتا شده پیاده به تهران میرود با کمی اصرار سپیده مستاصل بر پلکان مینشیند؟ و یا ندیدن آرش در میان دریا و دنبال کردن بادبادک بچهها اصلا باورپذیر نیست.
در نهایت دو نکتهی اخلاقی فیلم که دروغ گفتن بد است و تعهد اخلاقی ویژگی لازم انسانی است آنقدر در سطح فیلم غوطهور است که بیشتر آزاردهنده است تا تأثیرگذار.
خط داستانی فیلم خط زیبایی است و میتوانست با بازنویسهای چند باره و شخصیتپردازی دقیق به یکی از فیلمنامههای خوب تاریخ سینمای ایران بدل شود.اما تنها افسوسی است که در دل میماند و آه از نهادمان برمیخیزاند.
0 پیام برای:
“دربارهی الی”
ارسال يک نظر