در ميان تصاوير تجمع دانشجويي امسال كه در 17 آذر برگزار شده بود، پرچمي بود كه نميشناختمش. پس از جستجو در كمد آقاي ووپي به اين سايت برخورد كردم. انگار وارد سرزمين ديگري شدهام. با اين كه ميگويند اين حزب قدمتش از سال 1326 تا كنون است، من چيزي در اين باره نشنيدهبودم. برخي از نوشتههايشان را بخوانيد:
«آرمان پان ایرانیسم وحدت و یگانگی ایرانیان است و معتقد است باید همه ی سرزمینی های ایرانی که پس از قراردادهای ننگین تجزیه ی سرزمین های ایرانی از یکدیگر جدا شده اند ،دوبار به گونه های گوناگون به یکدیگر نزدیک شوند، در نتیجه آرمان پان ایرانیست ها ایران بزرگ می باشد. و شعار جاودانی فلات ایران زمین به زیر یک پرچم ،آرنگ همه ی آنان است و خواهد بود.از این جهت است که نام "پان ایرانیسم" بیش از هر نام دیگر برای نامیدن این اندیشه های مناسب دیده شده و گزینش گردیده است.»
برايم جالب است كه اين گروه چه خيالاتي در سر دارند. فلات ايران زمين! خيلي كوشش و توان داريد همين مرز فعلي را نگاه داريد باقي پيشكشتان. آخر يكي نيست بگويد كشورهاي همسايه كه زماني جزء خاك ايران بودهاند، اكنون هويتي مستقل دارند و هرگز نميخواهند كه يكي شوند. آيا فقط معيار زبان فارسي است؟ به چه قيمتي؟ كشت و كشتاري دوباره؟
و در پايان آيا اين گروه سري به كوچه و خيابانهاي شهر زدهاند؟ به جوانان و نوجوانان امروز ما نگاه كردهاند؟ به ذهنهايي كه از پيشينه تاريخي و فرهنگي خود كمتر خبر دارند. اين روزها در كلاسهاي دبيرستان ميپرسند حافظ كيست؟! شما از فلات سخن ميگوييد. جايي كه گروههاي مستقل روشنفكري راه نفسكشيدن ندارند شما چه ميكنيد. آيا بهتر نيست كه به دور از ادا و شعار گونه كردنهاي بسيار به جوانان اين سرزمين بپردازيد. ذهنهايي كه به دلايل بسيار حافظه تاريخي ندارند و اگر تا نوك دماغ خود را بشناسند بايد كلاه از سر برگرفت!
ديگر حرفي نميماند جز اين بيت شاملوي نازنين: اي ياوه، ياوه، ياوه، خلايق مستيد و منگ؟
«آرمان پان ایرانیسم وحدت و یگانگی ایرانیان است و معتقد است باید همه ی سرزمینی های ایرانی که پس از قراردادهای ننگین تجزیه ی سرزمین های ایرانی از یکدیگر جدا شده اند ،دوبار به گونه های گوناگون به یکدیگر نزدیک شوند، در نتیجه آرمان پان ایرانیست ها ایران بزرگ می باشد. و شعار جاودانی فلات ایران زمین به زیر یک پرچم ،آرنگ همه ی آنان است و خواهد بود.از این جهت است که نام "پان ایرانیسم" بیش از هر نام دیگر برای نامیدن این اندیشه های مناسب دیده شده و گزینش گردیده است.»
برايم جالب است كه اين گروه چه خيالاتي در سر دارند. فلات ايران زمين! خيلي كوشش و توان داريد همين مرز فعلي را نگاه داريد باقي پيشكشتان. آخر يكي نيست بگويد كشورهاي همسايه كه زماني جزء خاك ايران بودهاند، اكنون هويتي مستقل دارند و هرگز نميخواهند كه يكي شوند. آيا فقط معيار زبان فارسي است؟ به چه قيمتي؟ كشت و كشتاري دوباره؟
و در پايان آيا اين گروه سري به كوچه و خيابانهاي شهر زدهاند؟ به جوانان و نوجوانان امروز ما نگاه كردهاند؟ به ذهنهايي كه از پيشينه تاريخي و فرهنگي خود كمتر خبر دارند. اين روزها در كلاسهاي دبيرستان ميپرسند حافظ كيست؟! شما از فلات سخن ميگوييد. جايي كه گروههاي مستقل روشنفكري راه نفسكشيدن ندارند شما چه ميكنيد. آيا بهتر نيست كه به دور از ادا و شعار گونه كردنهاي بسيار به جوانان اين سرزمين بپردازيد. ذهنهايي كه به دلايل بسيار حافظه تاريخي ندارند و اگر تا نوك دماغ خود را بشناسند بايد كلاه از سر برگرفت!
ديگر حرفي نميماند جز اين بيت شاملوي نازنين: اي ياوه، ياوه، ياوه، خلايق مستيد و منگ؟